يکشنبه، 21 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما

حسن خواجه روشنایی

حسن خواجه روشنایی
شهید حسن خواجه روشنایی : قائم مقام فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر 5نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) اول فروردین ماه سال 1341 ( مصادف باوفات امام حسن (ع) ) چشم به جهان گشود. کودکی پر جنب و جوش بود. به مکتب حضرت رقیه (س) رفت و قرآن را آموخت. به نماز و روزه اهمیت زیادی می داد. در همان دوران نوجوانی و در هشت سالگی نماز را سر وقت و به جماعت می خواند و از ده سالگی روزه می گرفت. در جلسات دعای کمیل، ندبه و توسل می رفت، و هیات های سینه زنی ماه محرم حضور داشت. بعد از نماز قرآن می خواند. دوره ابتدایی را در مدرسه سجادیه و دوره راهنمایی را در مدرسه کمال الملک گذراند. دوره دبیرستان را به صورت شبانه خواند. روزها کار می کرد و شب ها درس می خواند تا این که توانست دیپلم بگیرد. به علت فقر اقتصادی، تامین مخارج خانواده و عدم رضایت از فضایی که رژیم شاهنشاهی به وجود آورده بود، مجبور به ترک تحصیل شد و به شغل خیاطی پرداخت. در کارها به والدینش کمک می کرد. گوسفندان را به چرا می برد و هیزم می آورد. به قرآن علاقه خاصی داشت. شب های جمعه جلسات قرآن تشکیل می داد و با بچه ها به تلاوت قرآن می پرداختند. او به آن ها قرآن یاد می داد و برای تشویقشان به سمت قرآن، به آن ها هدیه و یا جایزه ای می داد. اوقات بیکاری به مسجد می رفت و یا به مطالعه کتاب می پرداخت. حسن خواجه روشنایی فردی فعال، اجتماعی، معاشرتی، با گذشت و خنده رو بود. دوست داشت در آینده طلبه شود. به پدر و مادرش احترام می گذاشت و به آن ها علاقه مند بود. به خاطر آن ها ـ که در مضیقه بودند ـ درس را رها کرد و به کار مشغول شد تا بتواند از مشکلات آن ها بکاهد. تمام درآمدش را صرف خانواده اش می کرد. اگر مبلغی را هم برای خودش برمی داشت. از آن ها اجازه می گرفت. از خصوصیات بارز او بی نیازی از دیگران بود. سعی می کرد که روی پای خودش بایستد. اگر کسی کمک مالی به او می کرد، ناراحت می شد. کمک و نیکی کردن به پدر و مادر را مدام به خانواده اش توصیه می کرد. از این که پدر و مادرش در خانه ای کوچک زندگی می کردند ناراحت بود. به مشکلات دیگران رسیدگی می کرد. اگر کسی نیاز مالی داشت آن را برطرف می کرد. دفاع از مظلوم و کمک به محرومین از خصلت های بارز ایشان بود. فردی مخلص بود که سعی می کرد کارهایش به طور مخفیانه باشد. از افراد منافق و دورو نفرت داشت و به افرادی که در کارهایشان صداقت داشتند و به دنبال حقیقت بودند علاقه داشت. کسانی که مثل امام و شهید بهشتی را چون به مسایل کاملاً آگاه و به دنبال حقیقت بودند، دوست داشت. به خواهرش توصیه می کرد: «حجابتان را رعایت کنید. غیبت نکنید. صدایتان را بلند نکنید ,بلند نخندید, نماز را سر وقت بخوانید و به پدر و مادر کمک کنید.» به برادرانش توصیه می کرد: «شئونات اسلامی را رعایت کنید. درستان را ادامه دهید و اگر دوست داشتید به حوزه ی علمیه بروید.» در حالی که هفده سال بیشتر نداشت، در صحنه های مختلف انقلاب از جمله: حوادث ده دی، حمله رژیم شاهنشاهی به حرم مطهر امام رضا (ع) و به بیمارستان امام رضا (ع) حضور داشت. در جلسات مذهبی قبل از انقلاب شرکت می کرد. با رهبر معظم انقلاب ,آقای طبسی و شهید هاشمی نژاد رابطه داشت. به راهپیمایی می رفت. به توزیع اعلامیه می پرداخت. با شرکت در تظاهراتی که برای استقبال از یک روحانی ترتیب داده شده بود ( که منجر به درگیری بین رژیم شاهنشاهی و تظاهر کنندگان شد ) از ناحیه ی پا تیر خورد. سنگر آن ها مسجد بود. قبل از انقلاب برای نابود کردن رژیم به همراه دیگران دست به اعتصاب می زدند، شعارهای مختلفی می ساختند، شب ها بر روی پشت بام ها الله اکبر می گفتند. نوارهای حضرت امام را گوش می دادند و برای این که عوامل رژیم نتوانند آن ها را پیدا کنند، در زیرزمین پنهان می کردند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به بسیج پیوست و به عنوان انتظامات مشغول خدمت شد. علاقه خاصی به امام، دکتر بهشتی و رجایی داشت. در زمان شهادت دکتر بهشتی و رجایی سه روز غذا نخورد. دوست داشت امام را زیارت کند. به همین خاطر با جمع آوری پول هایش به دیدن امام رفت. آرزو داشت پاسدار بیت امام شود. امام و دکتر بهشتی را بسیار دوست داشت. اگر کسی پشت سر آن ها حرفی می زد ناراحت می شد. از ضد انقلابیون متنفر بود. زمانی که آقای صدوقی به شهادت رسید بسیار گریه کرد و می گفت: «ایشان از پدرم عزیزتر بودند.» با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این نهاد پیوست. می گفت: «سپاه بهترین جایی است که می توانم از انقلاب حمایت کنم.» بعد از عضویت در سپاه اعمالش خالصانه تر شد. پس از آن به تهران رفت و حدود یک و سال و نیم در آن جا آموزش های مختلفی را دید و یک بار نیز از ناحیه ی دست مجروح گردید. در سپاه محافظ دادستان قم بود. با شروع جنگ تحمیلی دوست داشت به جبهه برود. می گفت: «از این جهت سپاه را انتخاب کرده ام که بتوانم به جبهه بروم و در آن جا خدمت کنم.» بعد از موافقت سپاه عازم جبهه های حق علیه باطل شد. به خاطر انتقام خون برادرش از بعثیون، دفاع از اسلام، قرآن، اطاعت از امر رهبری و احساس مسئولیت در برابر کشورش، جبهه را بر همه چیز ترجیح داد. همچنین می دید که عده ای از مردم مظلوم کشورش مورد تهاجم قرار گرفته اند که برای دفاع و پشتیبانی از آن ها عازم جبهه های حق علیه باطل شد. دستور امام را که فرمودند: «جوان ها، جبهه ها را پر کنید.» اطاعت کرد. جهت گذراندن دوره تخصصی اطلاعات ـ عملیات به تهران اعزام شد که پس از آن اتمام دوره جهت شرکت در عملیات پیروزمندانه مسلم بن عقیل به غرب کشور رفت. در جمع آوری اطلاعات نظامی از دشمن و طرح نقشه ی عملیات رشادت های بسیاری از خود نشان می داد. حسن خواجه روشنایی ابتدا به عنوان معاون فرمانده ی اطلاعات و عملیات تیپ امام صادق (ع) و سپس قائم مقام فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر 5مشغول انجام وظیفه شد. دو مرتبه به جبهه اعزام شد. اولین بار به مدت سه ماه در سومار حضور داشت که بعد از گذراندن آموزش های کوتاه مدت در تهران در عملیات والفجر یک شرکت کرد. به خانواده های شهدا احترام می گذاشت. دوست داشت هرچه آن ها می خواهند برایشان فراهم کند و امکانات و وسایل زیادی را در اختیارشان قرار دهد. او جزو شهدایی است که در سن جوانی به شهادت رسید. شب قبل از عملیات می گفت: «شهادت به من نزدیک است و به زودی به آسمان پرواز می کنم.» در عملیات والفجر مسئول اطلاعات بود و می خواست به کمک رزمندگان برود که مسئولین با رفتن او به خط مقدم مخالفت می کردند، ولی او موافقت آن ها را جلب کرد. در منطقه شرهانی و در عملیات والفجر مقدماتی که برای جمع آوری اطلاعات به خاک دشمن رفته بود، هنگام عزیمت بر اثر اصابت ترکش به بدنش به فیض شهادت رسید. در حالی که شهید شد که یا زهرا (س) یا زهرا (س) می گفت. حسن خواجه روشنایی در تاریخ 22/1/1362 در جبهه شرهانی بر اثر اصابت ترکش به پا به درجه رفیع شهادت نایل گردید و پیکر مطهرش پس از انتقال به مشهد در خواجه ربیع دفن گردید. بعد از شهادت او دو برادرش عازم جبهه شدند تا راهش را ادامه دهند که یکی از برادرانش از ناحیه ی چشم نابینا شد. عده ای از اقوام که نسبت به حجاب بی اعتنا بودند، بعد از شهادت او حجاب را سر لوحه امور خود قرار دادند.
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
بعد از این مرد جهان آرامشی نخواهد دید..
play_arrow
بعد از این مرد جهان آرامشی نخواهد دید..
جنگ رمضان؛ از خسارت‌های سنگین تا فرسایش بازدارندگی رژیم صهیونیستی
جنگ رمضان؛ از خسارت‌های سنگین تا فرسایش بازدارندگی رژیم صهیونیستی
بارش شدید باران بر فراز مسجدالحرام در مکه
play_arrow
بارش شدید باران بر فراز مسجدالحرام در مکه
هدایتی: مدالم را به امام رضا(ع) تقدیم می‌کنم
play_arrow
هدایتی: مدالم را به امام رضا(ع) تقدیم می‌کنم
تقدیر و تشکر دبیر از رئیس عدلیه
play_arrow
تقدیر و تشکر دبیر از رئیس عدلیه
حملات هوایی شدید عربستان به یمن
play_arrow
حملات هوایی شدید عربستان به یمن
۱۰۵ سال پیش تهران چه شکلی بود؟
play_arrow
۱۰۵ سال پیش تهران چه شکلی بود؟
حمله سامسونگ به اپل در معرفی محصول جدیدش: ضخامت، وزن و دوام آیفون «Duo» سوژه شد + فیلم
play_arrow
حمله سامسونگ به اپل در معرفی محصول جدیدش: ضخامت، وزن و دوام آیفون «Duo» سوژه شد + فیلم
باقری کنی: از ترور رهبر شهید نخواهیم گذشت + فیلم
play_arrow
باقری کنی: از ترور رهبر شهید نخواهیم گذشت + فیلم
صحبت‌های بیرانوند پس از معرفی خود به پادگان آباده + فیلم
play_arrow
صحبت‌های بیرانوند پس از معرفی خود به پادگان آباده + فیلم
ترامپ پس از رأی نیاوردن نامزد مورد حمایتش، مدعی دستکاری در انتخابات برزیل شد + فیلم
play_arrow
ترامپ پس از رأی نیاوردن نامزد مورد حمایتش، مدعی دستکاری در انتخابات برزیل شد + فیلم
بی‌اطلاعی هگست از اعضای آسه‌آن / او کره جنوبی، ژاپن و استرالیا را از اعضا دانست + فیلم
play_arrow
بی‌اطلاعی هگست از اعضای آسه‌آن / او کره جنوبی، ژاپن و استرالیا را از اعضا دانست + فیلم
ترامپ: همه مراکز هسته‌ای ایران را زیر نظر داریم + فیلم
play_arrow
ترامپ: همه مراکز هسته‌ای ایران را زیر نظر داریم + فیلم
نتانیاهو: به موساد و ارتش اسرائیل دستور داده‌ام که حکومت ایران را سرنگون کنند
play_arrow
نتانیاهو: به موساد و ارتش اسرائیل دستور داده‌ام که حکومت ایران را سرنگون کنند
نخبگان در آینهٔ امامین انقلاب؛ امانت الهی، مسئولیت اجتماعی و تمدن‌سازی
نخبگان در آینهٔ امامین انقلاب؛ امانت الهی، مسئولیت اجتماعی و تمدن‌سازی